شعر زیبایی از کمال خجندی
چشم اگر اینست و ابرو این و ناز و شیوه این
1
چشم اگر اینست و ابرو این و ناز و شیوه این
الوداع ای زهد و تقوی الفراق ای عقل و دین
2
میکشی ناوک ز مژگان در کمان ابروان
گه بد آنم میکشی ای نا مسلمان اگه بدین
3
گر پری میگویدت من با تو میمانم نرنج
بی ادب گر آدمی بودی نگفتی اینچنین
4
دوش اندک برقعی از پیش رو برداشتی
داشت ماه آسمان پیشه تو رویی بر زمین
5
کمترین اقبال من بنگر که خود را بردرت
از سره اخلاص میدانم غلام کمترین
6
گر ملولی از حریم دل که تاریک است و ننگ
دیده ماوانیست روشن بعد ازین آنجا نشین
7
بعد ازینه کم جوی آزار دل ریش کمال
هر چه در دل داشتم گفتم تو دانی بعد ازین
کمال خجندی
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۲ساعت 0:28  توسط shaereh
|