Sherhaُُ

-شعر-ترانه Sher -taraneh

نوروز

شعر های درباره نوروز و بهار
شعری در وصف بهار و نوروز
بر چهره ی گل نسيم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است

 

از دی که گذشت هر چه بگويی خوش نيست

خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

  شعر از خيام




شعر نو در وصف بهار

از فریدون مشیری

باز کن پنجره ها را،که نسیم

روز میلاد اقاقیها را

جشن می گیرد

و بهار

روی هر شاخه،کنار هر برگ

شمع روشن کرده ست.

******

همه چلچله ها برگشتند


وطراوت را فریاد زدند

کوچه یکپارچه آواز شده ست

و درخت گیلاس

هدیه ی جشن اقاقی ها را

گل به دامن کرده ست.

******

باز کن پنجره ها را،ای دوست

هیچ یادت هست

که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

برگ ها پژمردند؟

تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

******

هیچ یادت هست؟

توی تاریکی شبهای بلند

سیلی سرما با تاک چه کرد؟

با سر و سینه ی گل های سپید

نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

هیچ یادت هست؟

******

حالیا معجزه ی باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین

و محبت را در روحنسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد!

******

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را

و بهاران را

باور کن.

با تشکر از آیدا که این شعر فریدون مشیری را برای وب شاعره ارسال کرده است


برای شنیدن ترانه ای درباره عید روی خط پایین کلیک کنید


دانلود از سرور پریسا موزیک

شعر زیبایی از حافظ شیرازی درباره عید نوروز:


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
شعر نو در باره بهار از
فریدون مشیری

صدای بوسه باران صدای خنده ی گل صدای کف زدن لحظه ها برای بهار. دوباره معجزه ی آب و آفتاب و زمین شکوه جادوی رنگین کمان فروردین شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود دوباره چهره ی نوروز و شادمانی عید دوباره عشق و امید... دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار. غم زمانه به پایان نمی رسد، برخیز.. به شوق یک نفس تازه در هوای بهار.شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی: برآمد باد صبح و بوی نوروز *********************به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال ***********************همایون بادت این روز و همه روزشعری درباره بهار از حافظ شیرازی: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی ***********از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی ***********به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزیشعری از نظامی گنجوی درباره بهار بهاری داری از وی بر خور امروز ***********************که هر فصلی نخواهد بود نوروز گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد ***********************چو هنگام خزان آید برد ، باد

شعری از فریدون مشیری

نوروز مي رسد

فرياد زد چكاوك:
نوروز مي رسد
تاكِ برهنه گفت:
- "گرجان به مژده ي تو فشانم روا بود
اما هنوز سرماي بهمني نشكسته است
وين برف دير پاي انگار تا ابد
بر فرقِ كاج پيرِ خانه نشسته است
آن كاروان شادي و گل
از كدام راه در اين هواي سردِ توان سوز مي رسد."

بيد كهن به رقص درآمد كه غم مدار
تا من به ياد دارم
نوروز دل فروز
نوروز جاوداني
نوروز مردمي
در وقت خود شكفته و پيروز مي رسد.

هر جاي اين جهان
كه ز ايران نشانه اي ست
در پيشواز نوروز
از شور و شادماني
از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه
گل آذين و تابناك
جان پاك، خانه پاك، دل پاك، عشق پاك
چشمي به راه باشد
مشتاق و بي قرار
كاين پنج روز زندگي آموز مي رسد.
ديروز را به خاطره بسپار و
بازگرد
و آن را عزيزدار
كه امروز مي‌رسد

اشعار دیگر از نوروز و بهار  در ادرس
http://shaereh.blogfa.com/post-213.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 16:37  توسط shaereh   |