چند شعر عاشقانه سعدی شیرازی
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
![]()
شعری عاشقانه از سعدی :
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباش
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
عجب گر در چمن برپای خیزی
که سرو راست پیشت خم نباشد
مبادا در جهان دلتنگ رویی
که رویت بیند و خرم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من میکنی محکم نباشد
که دانستم که هرگز سازگاری
پری را با بنی آدم نباشد
مکن یارا دلم مجروح مگذار
که هیچم در جهان مرهم نباشد
بیا تا جان شیرین در تو ریزم
که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی
که طیب عیش بی همدم نباشد
نظر گویند سعدی با که داری
که غم با یار گفتن غم نباشد
حدیث دوست با دشمن نگویی
که هرگز مدعی محرم نباشد
لطفا برای خواندن شعرهای انتخابی سعدی بر روی خط زیر کلیک نمایید
http://shaereh.blogfa.com/post-141.aspx
برای خواندن چند شاهکارشعری سعدی به آدرس زیر هم سری بزنید
http://www.shaereh.blogfa.com/post-185.aspx
